بعضی وقت ها تنها راه سکوت و نظاره است ! هرچقدر هم که سخت باشد !

بعضی وقت ها تنها راه سکوت و نظاره است ! هرچقدر هم که سخت باشد !

چند ماه قبل یکی از اقوام مراسمی داشت من یک سطر براش نوشتم نمی تونم بیام ممنون از دعوتت  !!این خانم  که ده سالی هم از من کوچکتر است پیامک فرستاد پشت پیامک ! خلاصه اش این بود که تو خودت را بالاتر از همه می دونی و به همه درس میدی و چشم دیدن خوشحالی بقیه رو نداری و ... چرا فلان مراسم نیومدی خونه ی من ؟که خب اون زمان پسرم عمل کرده بود و بستری بود !شوکه شدم چه جور ! حتی فکر کردم شاید اشتباه فرستاده ولی انگار جدا مخاطبش من بودم ! جواب نوشتم نمی دونم چی کار کردم که اینقدر ناراحتی معذرت می خوام !بهتره صحبت کنیم  زنگ بزنم ؟ که نوشت نه تو در حد ّ ِ من نیستی و ... ! هر چند واقعا ناراحت شدم ولی به کسی هم چیزی نگفتم و فردایش که به مناسبت محرم مراسم داشت علیرغم گرفتاری زیاد  رفتم !به روش نیاوردم و یه ساعتی نشستم و برگشتم .

دیروز یکی از اقوام گلایه اش را به من می کرد که به اونم گفته تو در حد من نیستی ! و همون حرفا با کمی تغییر ! و گفت که امسال از خانواده ی ما کسی نمیره !! چیزی نگفتم  راستش پیامک های این فامیل جوانم چنان منو متحول کرد از بعضی جهات که خیلی هم ازش متشکرم :)))  یاد گرفتم مجبور نیستم با همه هماهنگ باشم برنامه ی خودم رو دنبال کنم هر چند به مذاق بقیه خوش نیاد :)

پ ن : بگذاریم هر کسی در هر حدی هست باشد ما خودمان باشیم و بس

/ 5 نظر / 6 بازدید
ثمین

اگر من بودم چنان حالشو می گرفتم حد و اندازه یادش بره آنا جان این مدل آدما سکوت حالیشون نمیشه

تارا

سلام انای عزیز. چقدر پی نوشتت قشنگ و پر معنا بود. چیزی که اغلب فرامو شش می کنیم و با فراموش کردنش خودمان را عذاب می دهیم:"ما خودمان باشیم و بس"

س

این طور که گفتید رفتار غیرمنطقی ایشون تکرار شده، شاید نشان دهنده ی یک بیماری روانی در ایشون باشه. چیزی مثل پارانویا. این که شما رفتارتون رو با خوش آیند ایشون نطبیق ندادید واقعن کار خوبی بوده. ولی به نظرم از ایشون هم رنجیده نشید. شاید گذشته ی دردناکی و بی مهر و محبتی داشته که باعث شده رفتارهای عادی رو کم توجهی تعبیر کنه و در برابر این کم توجهی (خیالی) موضع بگیره. شاید با این دید، سکوت کردن براتون سخت نباشه.

مینجیق

من در محل کارم از این موجودات زیاد می شناسم. خودشان به در و دیوار می کوبند که به دنیا ثابت کنند که آن قدر مهم و بالا هستند که نظر من و یا شاهین برایشان مهم نیست![لبخند]

مینجیق

حدس می زنم شما در مجلسی وقتی ایشان سریال های مورد علاقه ایشان را تفسیر می نمودند سکوت کرده اید و ایشان سکوت شما را به منزله توهین گرفته اند. من که قسم خورده بودم تا سریال "عشق ممنوع" تمام نشده پایم را در تبریز نذارم. هرجا می رفتم باید نظر می دادم بیهار مقصر هست یا بهلول یا باید نظر جدی داشتم کدام یک به دیگری سر هست . وقتی می گفتم من سریال را ندیده ام می گفتند:"یعنی که چه؟ یعنی می خواهی بگویی تافته جدا بافته هستی."