تسلیم

وقت هایی هست که باید بنشینی و تماشا کنی ... تا موعد مقرر فرا برسد!

چه شب هایی که تا صبح نگاهت کردم و توی دلم زمزمه کردم کِی بزرگ می شوی ؟چه روزهایی که دیوانه وار دور خودم چرخیدم تا خبری از تو بگیرم ؟می دانم تمام این سال ها نگرانی مزمن و سخت گیری های ِ ناتمام ِ خواهرانه ام کلافه ات کرده 

امّا ... وقتش رسیده که من هم فقط تماشاچی حال ِ اینروزهای تو باشم ...

/ 0 نظر / 4 بازدید