آن تایم !

پسرم هفته ای یک جلسه ی کاملا رسمی با پدربزرگش کلاس داره ، کاملا رسمی یعنی تأخیر ممنوع و ... 

دیروز صبح خواب موندیم .وقتی گفتم ساعت نه و ربعه از جاش پرید و آژانس گرفت و رفت .وقتی برگشت .پرسیدم خب آبابا چی گفت ؟

نفهمید که ! ده دقیقه دیرکرده بودم .آبابا رفت کتاباش رو بیاره ساعتو ده دقیقه عقب کشیدم !! برگشتنی رفت لباس بپوشه درستش کردم ! 

من که فکر کنم به روش نیاورده  

/ 1 نظر / 4 بازدید
سمیرا

سلام دوست عزیز من خیلی وقته که می خونمتون و عاشق نوشتنتونم راستش رو بخوای اینقدر خوب می نویسین که من خودم وسوسه میشم بچه دار شم و مثل شما باشم باهاش امیدوارم که موفق باشین و همیشه به خوبی در کنار فرزندان عزیزتون باشین