چرا؟

برادر ! اَخوی ! همشهری ،هم ولایتی ،هر کی که هستی باش ولی من به انسان بودنت شک دارم .برات خیلی متأسفم خیلی زیاد

امشب ساعت نه ونیم  من و پسر ِ   تب دارم از درمانگاه برمی گشتیم .جاده ی شاهگلی رو اگر دیده باشید لاین اوّلش مثل بقیّه رانندگی می کردم که دو تا شهروند بسیار بسیار محترم ِ موتور سوار ِ سیاه پوش (نه که ایّام فاطمیّه هست مثلا) *دلقک بازیشون گرفته بود.کسایی که منو دیدن و میشناسن .اخلاق منو می دونن .من اهل این بی شخصیّت بازی ها نیستم حوصله ش رو هم ندارم .یک انسان اگر بشه گفت انسان با یه نگاه باید طرف مقابلشو بشناسه .واقعا که براشون متأسفم

* البتّه به  اندازه ی فهمیدن ِ معنای این موضوع ها به بلوغ فکری نرسیده بودند .سیاه پوشیده بودند چون توی ِ کلّه شون سیاهه

/ 2 نظر / 7 بازدید
قصر آرزو

هچ هچ عیبی یوخده بیرگون آدم اولم عذر استرم[گل]

باهری

سلام با خوندن این یادداشت خو ب شمابه یاد یک گزارش خبری کوتاه از تلویزیون بی بی سی فارسی افتادم ،با موضوع آزار های خیابانی زنان در شهر کابل.در این گزارش آمده بود زنان این شهر برای مصون ماندن از تعرض برخی از مردان ! مزاحم، بصورت گروهی تردد می کنند. ممنون از شما[گل]