ماموریت مخفیانه

پسرم : میری بیرون حتما از طرف منم یه کادوی روز دختر بگیر .البته خودم حساب می کنم ! اصلا نمی دونم چی بگیرم ؟

دخترم بعد از باز کردن بسته :واییییییییی این داداش همیشه می دونه کادو چی بگیره 

/ 1 نظر / 5 بازدید
بازنشسته ها

عینکم را برمی دارم اینجا را می خوانم خانم می گوید بلند بخوان و حتما برایش نظر بنویس بداند که می خوانیم بلکه بیشتر بنویسد من و خانم بازنشسته هستیم بچه ها رفته اند سد زندگی خودشان چند ماه بعد پدربزرگ و مادربزرگ می شویم اینجا را می خوانم خودم راومیگذارم جای آبابای بچه هایت حالم خوب می شود سادگی نوشته هایت از عشق لبریز است و این به من انرژی می دهد . بزرگ شدن بچه ها و مرحله گذر از کودکی شان را خوب حس می کنم می توانم مجسم کنم دو نوجوان را با مادری که حالا بسیار محافظه کارانه از آنها می نویسد درست حدس زده ام خانم باز اصرار می کند که تاکید کنم بیشتر بنویس دخترم این میم مالکیتش احساس قلبی ما هست به تو پاینده باشی