نوه ام

دخترم در این چند روز یه عروسک از اونایی که کچل هستن و شیشه و پستونک و پوشک دارند بغلشه ،تمام لباسای نوزادیش رو چپونده توی ساکی دستش گرفته ،یا بچّه رو شیر میده یا حموم میبره یا پوشکش رو عوض میکنه .پدر بچّه همسر جانمان هست وبنده هم  مادربزرگش!دیروز رفته حموم منو کاشته پشت در ِ حموم که لباسای بچّه رو تنش کنم !

به پسرم میگه خوش به حالت کاش من تو بودم !

پسرم میپرسه چرا ؟

جواب میده :آخه این بچّه نمیزاره به درسام برسم !!!! 

 

آخ که من چه کنم ؟بچّه داری نمیزاره بچّه ام به درساش برسه 

/ 3 نظر / 4 بازدید
صحرا

آخی.... یاد بچگیای دخترم افتادم[لبخند][بغل]