حکایت م غیر آخر و بیمارستان

دخترم دیکته اش رو آورده با یه غلط مَسموم رو نوشته بود مسوم،معلّمش هم روی ِ مسوم نوشته بود مسموم ( بدون فتحه) و به رسم ِ همیشه باید یک سطر از اشتباهش می نوشت 

با اَخم اومده که چرا باید یه سطر اضافی بنویسم وقتی درست می خونم ،تازه خوبه من اینقدر گذشت و فداکاری می کنم  اَ  رو نادیده می گیرم برای خانمم غلط نمی گیرم ولی هیچکس یه م رو نادیده نمی گیره ، تازه اش اینقدر به م گیر میدین این مریض بیچاره که مسموم هست حالش بد بشه ببرنش به بیمارستان !!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 1 نظر / 4 بازدید
مامان محمدمهدی

ماشالله به بچه های امروزی چه سر زبونی دارن![نیشخند] خدا حفظشون کنه