منِ باکلاس

امروز فکر می کردم خونه ام و بعد از مدت ها خواستم  لاک بزنم :)) همین که لاک زدنم تموم شد !صدای وحشتناک و لرزش و تکون لوسترها از یه طرف منم توی اون اوضاع با ناخنای خشک نشده نه می تونستم از با کلاسی بگذرم نه می تونستم نترسم ! تمام تنم می لرزید :)) هرچند حدود سه ریشتر بود ولی صدای وحشتناکی داشت !همسرم چنان با آرامش اومده که چه خبره اصلا متوجه نشده بود !!! اول رفتم دنبال دخترم دیدم همه شون توی حیاط مدرسه هستن بعدش رفتم دنبال پسرم مدرسه شون در سکوت و نظم کامل جریان داشت ناظمشون گفت چند دقیقه ای هم که همه شون ریختن حیاط پسرت نشسته بود توی کلاس سوال می نوشت که امتیازه مجانی هم غنیمته این سوالا رو بنویسیم امتیاز داریم !! با دخترم منتظر شدیم آقا تشریف بیارن با هم برگردیم تا منو دید گفت کاش نمیومدی مگه من بچّه ام ؟چه بلایی سر ناخنات اومده ؟تازه متوجه شدم تمام کلاسم رو مالیدم به کیف و ... :)) 

/ 5 نظر / 4 بازدید
م

خوشم میاد هر اتفاقی رو با طنز ساده ی خودت توضیح میدی

ثمین

خیلی ترسیدم

فرزانه

جدي ؟ پا شدي رفتي مدرسه ؟ من تلفن زدم ناظمشون گفت خبري نيست.

مينجيق

خوبه! پسرجان فوري به لاك ناخن توجه مي كنه! پس فردا خانمش با او دعوا نمي كنه كه چرا نديدي لاك زدم يا ....

مينجيق

[لبخند]خیلی حرفه ها! دخترک متوجه لاک هایت نشده اما پسرک شده!