تعطیلات امسال

امسال هفته ی اول که شمال بودیم با پدر و مادر و برادر همسرم خیلی خوش گذشت .از وقتی هم که برگشتیم ساعت سه و هشت هم قسمت جدید و هم تکرار کلاه قرمزی و دوستاش رو می بینیم کلّی می خندیم . البتّه من بیشتر حواسم به خنده ی بچّه ها س

با هم آشپزی می کنیم بماند که الان اگر کسی بیاد و آشپزخونه رو ببینه فکر می کنه زلزله اومده :)) هر چی قالب و وردنه و پیمانه دارم  از کابینت بیرون آوردیم دونه دونه پرسیدن این چیه و به چه دردی می خوره ! از طرفی آشپزی کردن  با بچّه ها پیامدش خوردن بی رویه اونهاس به فکر درست کردن غذاهای خوشمزه با کالری کمترم و به هربهانه ای سعی می کنم وادار کنم تحرک داشته باشن امیدوارم بتونم

بچه ها به وضوح بزرگ شدن ،خیلی دقیق شدن ! اصلا قبول نیست چرا دخترا اینقدر زود بزرگ میشن ؟!! ساکت تر شده یعنی وراجی نمی کنه ولی حرفم میزنه یه چیزی میگه تعجّب می کنم خودشه ؟!!! فعلا که خیلی کمتر کَل کَل می کنن هر چند همیشه سر تقسیم کارا غُر میزنن  

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
محمد

بقیه اش رو تو وبلاگم بخونین مرسی

من

سلام ایمیلت رو چِک کن ایدیت هم که خاموشه برگشتی دیگه

من

نت نمیای ؟کار دارم باهات

مينجيق

محمد عزیز از قرار معلوم شما مجرد هستید و با این ادبیاتی که دارید -که بی شباهت به ادبیات آقایان نماینده مجلس شورای اسلامی در مورد خانم ها و "استهلاک" آنها نیست همین طور تا مدتها مجرد خواهید ماند. یک جنتلمن ایرانی می گوید خانم ها مثلا قالی کرمان با گذشت زمان ارزشمند تر می شوند