گاهی باید او بود

می خواستم رد بشوم از این روز !می خواستم بین خودمان بماند ولی پیغام دوستی و دکمه های کیبورد وسوسه ام کرد :)ما شانزده  سال را رج به رج با هم بافتیم تا به اینجا رسیدیم .خندیدیم .گریه کردیم.رنجیدیم .فراموش کردیم. سال های با هم بودن به ما آموخت زندگی ِمشترک را در قالب یک قانون ِمدّون وماده تبصره های خشک وقانومند ِخارج از چهارچوب دو فردِهمراه نمی شود تعریف کرد.قدم در این راه که می گذاری باید آماده ی مواجهه با هر شرایطی باشی .تعارف که نداریم نه اسب سفید و شاهزاده ی رؤیایی قصّه های کودکی مان وجود دارد و نه پرنسسش،زندگی شوخی بردار نیست و از طرفی دشوار و پیچیده  هم نیست اگربدانیم کجاباید سخت بود  و کجا  موافق مسیر حرکت کردو کِی نرمش ِقهرمانانه داشت :))نباید فراموش کرد زندگی ِ مشترک یعنی ما ،نه من و نه او ،برای ما بودن گاهی لازم است فقط او باشیم همانطور که او بعضی وقت ها فقط من ِمقابلش می شود . مهم با هم بودن است با نگاهی که اَمن و  گرم است و لبخندی که هر دشواری را آسان می کند .قدر دان ِلحظه های با هم بودن باشیم .

/ 5 نظر / 17 بازدید
دوست

آنا جان راستش چقدر کنجکاو شدم خانواده شما را ببینم [نیشخند]

ا. ش.

نرمش قهرمانه! به به! باز هم تبریک. پیام من در پست قبلی کجا پرید؟

پریا

تبرییک برای سالگرد ازدواجتون

تبریک می گویم انشاالله همیشه در کنار فرزندانتان شاد وسلامت باشید.