برزخ ِ توهم

دختر هجده ساله ی یکی از دوستان ایمیل بلند بالایی برام فرستاده و شرح عاشقی ِ یک طرفه اش به آقایی متاهل ! رو نوشته و البته خواسته  چیزی نگم .نصیحتی نکنم ! اون بنویسه و منم بخونم .خوشبختانه به اون آقا هنوز چیزی نگفته ولی هفته ای سه روز اون رو میبینه و خیلی مردد هست که بگه یا نه ؟!!!بیشتر خیال بافی های دخترانه س و عاشق ِ حسّ ِ عاشق بودن به کسی که میدونی بهش نمیرسی !یه جور نیاز به دوست داشتن ِ کسی در این سن و سال ! منتهی خب یک دوست داشتن ِ اشتباه ... .خواستم بنویسم دختر جان من اگر خیلی زرنگ بودم کاری برای حال و هوای برادرم می کردم !بعد پشیمون شدم و فقط  نوشتم اگر گوش شنوایی می خوای من اینجام . مطلقا بهش در مورد احساست چیزی نگو و زمان کلاست رو هم تغییر بده . خودت بهتر می دونی که نباید به این حس ّ ِ یک طرفه ات شاخ و برگ بدی و باید همین الان خیال بافی رو  تمومش کنی ! اگر دوست داشتی می تونم قراری بزاریم بریم مشاور بدون اینکه مامان و بابات بفهمن .نمی دونم چقدر کارم درست بوده ؟ 

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
...

جای شکر داره که به عقلش رسیده با شما مشورت بکنه

مشق سکوت- رها

من فکر میکنم تو مرحله ای اول کار درستی کردید، وقتی کوچکتری اشتباه میکنه، بزرگتر باید براش بزرگتری کنه مخالفت کردن تو این سن باهاشون هیچ فایده ای نداره، اما اگه با این حرفها قانع نشد، بهتره بهش نزدیکتر بشید و هر طور شده پیش مشاور بره

من هم فکر می کنم کار درستی کرده اید در مورد بعضی ها کاری نمی توان کرد جز اینکه خودشان نتایح اشتباهاتشان را تجربه کنند

رؤیا

سلام/ من مدتی است خواننده ی خاموش نوشته های شما هستم ولی فکر کردم لازم است در مورد این مشکل چیزی از تجربه هایم بگویم.دوست عزیز واقعیت این است که این که خیلی بعید است که آن آقا چیزی راجع به این قضیه نداند٬ حدس میزنم دختر خانم شاید نه به لفظ بلکه با عمل به او این موضوع رو فهمانده باشد...چون این حسها اصولا تمنای ظهور و بروز دارند... اگر آن آقا ظرفیتش را داشته باشد٬ من فکر میکنم بهترین راه و<تنها> راهی که میتواند مشکل را برای همیشه حل کند جدی برخورد کردن اون آقا هست در مواجهه با این دختر طوری که هیچگونه خیال پردازی رمانتیک نشود از آن کرد . پیشنهاد میکنم به نحوی درست آن آقا را در جریان بگذارید و از او بخواهید این دختر را در مرحله ی اول با رفتارش از توهم خارج کند. بعد از مدتی اگر دختر خانم اگر از خیال پردازی دست برداشت فبها ولی اگر با وجود رفتار جدی آقا همچنان به خیال پردازی ادامه دهد تصمیم میگیرد احساس خود را به او <بیان> کند. در این صورت یک گفتوگوی جدی میتواند پایان همه چیز باشد...

فرزانه

سلام تجربه من مي گويد که اين جور وقت ها فقط و فقط گوش شنوا بودن هيچ کمکي نمي کند . آدمي که موضوعي را در ميان مي گذارد منتظر يک کنش است آن هم کنش از جنس تاييد.

مینجق

آنا جان اگه فکر می کنی همه اش تخیل هست شاید یک راه حل این باشه که ازش بخواهی بشینه و از چنین عشقی یک داستان بنویسه. خودش ببینه آخر داستان چیه. یعنی از منظر یک راوی به داستان نگاه کنه. شاید خودش به این نتیجه رسید که فرجام خوبی نخواهد داشت. البته همین جوری پیشنهاد می کنم. تجربه ای ندارم که ببینم این روش کار می کنه یا نتیجه ی معکوس می ده.

م

به مادرش حتما اطلاع بده و همچنان باهاش در ارتباط باش مبادا به آقا چیزی بگین فکر کنه خبریه ها

مینجق

راستش من مطمئن نیستم اطلاع دادن به مادرش ایده ی خوبی است. اگر واقعا پدر و مادر ش کسانی بودند که از پس یک همچین موضوعی خوب بر بیایند اصلا این موضوع از اولش اتفاق نمی افتاد. دخترک از جانب پدر آن قدر از محبت سیراب می شد که دل در گرو مرد ی در قامت پدر اما بیگانه نمی نهاد. اکر هم احیانا اتفاق می افتاد دخترک با پدر و مادر خودش حرف می زد نه با شما. اگر به والدینش اطلاع دهید و از آنها یک ندانم کاری سر بزند دخترک اعتمادش را به شما از دست خواهد داد. دیگر طفلک هیچ پشت و پناهی نخواهد داشت. اگر خواستید با مادرش حرف بزنید بدون توافق خودش نباشد والا از منظر او معنای از پشت خنجر زدن خواهد داشت.

ا. ش.

سلام خانم آنا ...

مهدی

چون از زمانش گذشته من نظری نمیدم