تفاوت ها

بچّه ها وقتی از مدرسه میان مثلا امروز

پسرم:سلام و سرشو میندازه پایین یکراست موسیقی ! اگرم بپرسم مدرسه چطور بود ؟فوقش میگه مثل همیشه !

دخترم :صداش از توی آسانسور میاد ! سلام سلام چقدر گرسنه ام بوی چی میاد ؟ناهار چی داریم ؟تشنه هم هستم وای نمی دونی هم سرویسی من یه کتاب داستان آورده بود تازه خبر نداری آیناز و من با هم تو حیاط مدرسه زمین خوردیم هیچی نشد بعدش اون یکی زنگ تفریح من کاری کردم گرگ باشم و با ائلین دوست شدم تازه تازه بیا ببین اجتماعی چی شدم ؟وای ناهار کو ؟اصلا این خانم ناظم نمیزاره بدون ژاکت بریم حیاط !چقدرم کسر میگن توی این ریاضی حوصله ام سر رفته از کسر ! اِ این چیه ؟ اون چیه ؟...

میشه غذاتو قورت بدی بعد صحبت کنی ؟

دخترم :سخته آخه هم گفتنی زیاده هم گرسنه هستم راستی نمی دونی این خانم بهداشتم چی پوشیده بود و ... و ...

/ 4 نظر / 4 بازدید
مامان علیرضا و حسین

[قهقهه] وای که چقدر بامزه بود. واقعا آقایون دست خودشون نیست که این قدر کم تعریف می کنند. منم همیشه یکی از انتقادام به همسرم اینه که من می رم دستشویی برمی گردم یه ربع از اونجا تعریف می کنم! اونوقت تو یه هفته می ری سفر خارجی اونم جایی که تا حالا نرفته بودی اونوقت دو جمله نمی تونی تعریف کنی!!

Paria

man to in sen (29 salam hast) hanuz mesle dokhtare shoma raftar mikonam!

انسان

من متوجه نشدم ، شما با این وضع مالی خوب در آپارتمان زندگی می کنید، قصد فضولی ندارم فقط برام جالب بود که چرا خانه ویلایی نمی گیرید؟

[می تونم تصور بکنم چه جوری این حرفها رو می زنه از طرف من ببوسش