همزمانی کارنامه و تولد چه شود !

 لپ تاپ رو که باز کردم دیدم یه صفحه که توش نوشته مامان ببخشید ناراحتت کردم تولدت مبارک  ! از طرف پسرم بود.یه دسته گلم برام گرفته بود :))

همسرم رمز اینترنت رو تغییر داده بود امتحانات بشینه درس بخونه !یا بهتره بگم چند صفحه حفظ بکنه نتیجه این شد که لپ تاپ توی کمدش بود و متصل به نت ! خب مشخصه رمزش رو پیدا کرده بود ! همسرم  فهمید عصبانی شد که دیگه حق نداری دست به کامپیو تر بزنی و ... و این چه نمره هایی هست و ...(نتیجه ی امتحانات رو دیروز دادن و طبق معمول حفظ کردنی ها تعریفی ندارن !به قول خودمون جان اللاها وئریر ایکی خط حیفظ لسین ها !)

 به پسرم گفتم بشین یه برنامه برای خودت بنویس هر کمکی هم لازم داشتی روی من حساب کن ولی انتظار نداشته باش من بشینم به جای تو حفظ کنم .نمی تونم و فرصتش رو هم ندارم که بشینم کلمه به کلمه ی تاریخ و جغرافی و اجتماعی رو کنترل کنم ببینم خوندی یا نه ! به هر حال تکلیف خودته باید بخونی چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی !قرائت فارسی که دیگه کاری نداره ! در ضمن من از پنهان کاریت ناراحت شدم ! ازت اصلا توقع نداشتم هر زمان لازم داشتی در  اختیارت بود مگه نه ؟!سرخ و سفید شد و هیچی نگفت !

از اون طرف همسرم همچنان تو فکرنشسته  !میگه از دست خودم و رفتارم ناراحتم عجله کردم نباید تند می رفتم ! 

من که فکر می کنم سخت گرفتن بدتر می کنه ! از طرفی اقتضای سنشه دیگه 

 

/ 24 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ه.ا

کاری به کارشون نداشته باشید بزارید یک بار سرشون به سنگ بخوره

سارا

آنا جان من خودم رشته ام انسانی بود تو همه سالهایی که درس خوندم شب امتحانی بودم بخصوص زمان راهنمایی که به قول شما سرسری شب امتحان می خواندم ولی یه چیزی که هست به قول یکی از دوستان هر درسی قلق خودشو داره چیو می خواین بژرسین طبع درس حفظی اینه که یه دور بخوانی یه مرور هم قبل امتحان بکنی 20 نگیری 19 حتما می گیری اما در هر حال چون مثل اینکه ایشون تا این حددم اهمیت نمی دن باید اهمیت و ضرورت یادگیری این درسها براشون توجیه بشه از هر راهی که ممکن باشه حالا اگه مدرسه همکاری نکنه یه طوری خودتون اولیا همفکری کنید و یه کاری بکنید چون این درسها تو دبیرستان هم هستند حتی تو کنکور نباید سهلشون گرفت...

panda

به نظر من نياز به هر درسی و علت مطالعه هر درس اگر درست تفهيم شود دانش آموزان به ويژه سمپادی ها آن را درست ياد ميگيرند.البته منظورم از به ويژه سمپادی ها تاکيد روی لجبازی خاص آنهاست نه قدرت يادگيری! من و مينجيق با هم همکلاس بوديم و فضاهايي که او مينويسد برای من کاملا قابل لمس است! مثلا دبير ادبيات ما هميشه تاکيد بر يادگيری داشت نه تست زدن ، در حالی که برخی همکلاسيها هميشه تاکيد داشتند که ما بايد بيشتر روی تست کار کنيم ، شايد آن زمان درک درستی برايمان نبود ولی اکنون پس از سالها اين تاکيد درست دبير برايم کاملا قابل لمس است و همواره به ياد او و نکات آموزنده ای که سر کلاس تاکيد ميکرد ، هستم. حتی در مورد برخی درسها مثل تاريخ و جغرافی و برخی درسهای ديگر که شايد آن زمان علاقه چندانی نداشتم ،بعد ها بيشتر درک کردم و پشيمان که چرا آن زمان درست نخوانده ام.حتی برخی را بعدا مجددا مطالعه کردم. يکی از بی اهميت ترين درسها برای من ورزش بود که هميشه به زور روزنامه ديواری و ... نمره ای در حد قبولی می گرفتم و الان پشيمان از اين طرز فکر....

panda

بارها و بارها در محيط کاری اتفاق افتاده که همکاری يا رئيسی املا يا تلفظ کلمه ای را در جلسه ای يا سميناری يا همايشی اشتباه کرده و من به ياد معلم ادبيات و عربی و زبانمان افتادم و تاکيد زياد آنها روی يادگيری صحيح. هر درسی کامل ياد گرفته شود روزی به کار می آيد و درس به درد نخور نداريم . اين موضوع را بايد دانش آموز احساس کند. هنوز پس از سالها وقتی موضوعی مطرح می شود که به نوعی به مطالب مدرسه مربوط می شود تصوير آن صفحه از کتابی که اين موضوع در آن مطرح شده بود ، جلوی چشمم می آيد و موضوع ياد آوری می شود.

الهدی

من همین جا از مدرسه ی راهنمایی پسرم که بسیار در راه علاقمندی به علوم انسانی همراه با کار فراوون برای ریاضی و علوم وو.... فعالند تشکر می نمایم :) به گمانم در سن و سال آقا پسر شما و ما البته ! بهترین راه این هست که بگذاریم خودشان یکی و دو بار تجربه کنند ..نمره ی کم حتی اگر به ظاهر براشون مهم نباشه ، اما برای چنین بچه هایی عبرت میشه ! البته اگر درگیر رقابت درسی باشند ....وقتی حس کنند برای ما خیلی با اهمیت هست و حرص و جوش می زنیم بی خیال تر می شند ...واقعا چرا؟ من با راهنمایی مشاور تحصیلی مدرسه پسرم از سال دوم راهنمایی کم کم نقشم رو کم رنگ کردم و دیگه خودکار شد برای درس هاش....خوب هم مستقل شد و واقعا جز اندک مواردی که سوال خاصی داره ما نقشی نداریم در روند درسها و امتحاناتش. نتیجه هم رضایت بخشه الحمدالله...

الهدی

راستی تولدتون مبارک حدیثی هست که انسان در چهل سالگی باید عصایی از حکمت در دست داشته باشه خیر دنیا و آخرت نصیب تون

مادر یک سومی

نوشته های همه را خواندم آنا جان کاش مثل شما راحت بودم راستش من خیلی زیاد نگران آزمون ورودی دبیرستان هستم

فرزانه

سلام بحث رسیده به جاهای مهم جایی که دیده می شود چطور والدین و معلم ها و سیستم رسمی آموزش دیدگاههایشان را به بچه ها تحمیل می کنند در واقع کسانی که فکر می کنند ریاضی و فیزیک و شیمی مهم ترند آن ها هستند نه خود بچه ها بچه ها خیلی زود ارزشها و قضاوت های بزرگترها را جذب می کنند. متاسفانه جو مدرسه از این بایت که فضا را باز کند برای آشنایی بچه ها با همه علوم و بگذارد خودشان انتخاب کنند اصلاً و ابداً خوب نیست در دیداری که همین تازگی با معاون مدرسه در حضور بچه های سوم سه داشتم فرمودند البته اینا بیشترشان دوس دارن پزشکی بخوانند و دکتر بشوند!! من خودم یکی از همان قربانی ها هستم همانهایی که تلقین شده شده بود بهشان که تاریخ و جغرافی و ادبیات درس نیستند. من ریاضی فیزیک خواندم و بعدش الکترونیک در دانشگاه تا فوق لیسانس ولی الان حسرت می خورم که چرا رشته های علوم انسانی را آن موقع نشناختم و یا خیلی بد و غیر واقعی شناختم شخصاً کاری کرده ام که پسرم رمان بخواند کتاب تاریخی بخواند ریاضیات هم بخواند و تا همین لحظه هیچ فکری درباره این که چی می خواهد بخواند نکرده ام و نمی کنم می خواهم چیزی را بخواند که ازش لذت واقعی می برد و به ا

یاد باز کردن قفل تلوزیون پدرش افتادم.از طرف من به پدرش یادآوری کنید.

کیانادخترشهریوری

تولدت مبارک انا جونم..با تاخیر زیاد[ناراحت]