خواهر و برادر سازگار !

خیلی کم پیش آمده که از دور تماشایشان کنم .همیشه کنارم بوده اند.باز هم یکی بدو می کنند !

-بله 

_نخیر 

-من میگم یعنی بله

_نخیراَم هیچم اینطور نیست که تو بگی و همون بشه 

...

 

عادت کرده ام .به پروپایشان نپیچم چند  تا داد که  بزنند، تمام می شود !

همینطور که بحث می کنند .یک لحظه به خودم می آیم . چقدر بزرگ شده اند! یاد چند سال پیش می افتم خنده ام می گیرد !

و هر دو با تعجّب به من نگاه می کنند.

پسرم :کجاش خنده داره ؟ما داریم کاملا جدّی بحث می کنیم چرا مسخره میکنی ؟

دخترم :اِ ؟چرا می خندی ؟باید مارو درک کنی چرا می خندی ؟بیا بریم داداش!

یه چیزی هم بدهکار شدیم ! فرصت ندادند بگویم که به چه میخندم .به هرحال فعلا ختم به خیر شد !من هم که مجرم شناخته شدم :)

/ 2 نظر / 4 بازدید

خوش به حالتون آرزوی من تجربه این تجربه شماست

مینجق

آنا جان دوستان هنرمند شما نمی خواهند برای مراسم سون آی کیک یا شیرینی یا کار دستی مخصوصی درست کنند؟ حالا شما پیشنهاد بدهید. فکر می کنم زود بگیرد و بازار مصرف پیدا کند.